تبليغاتX
دست نوشته های من
یادداشت هایی که بعضا دوست دارم منتشر شوند
 سواری دادن از نوع ناسیونالیستی

در این ایام تعطیلات سال نوی ۱۳۹۱ ایمیلی بدستم رسید که آنرا در انتهای همین مطلب آورده ام.
در این ایمیل سعی شده است که بحث عرب و عجم را در پوشش نصیحت گرایانه ای مطرح کند و مثلا بگوید که ما ایرانیان یا همان پارسیان چرا باید عبارت عربی یا مقلب القلوب را در ایام نوروز بخوانیم و به اصطلاح شعری جایگزین را هم پیشنهاد کرده.

آنچه که من با بررسی این ایمیل و موارد مشابه به نظرم می رسد این است که متاسفانه عده ای که خواهان یک ایران پیشرفته و قدرتمند و و تاثیر گذار در جامعه جهانی نیستند از مدتها پیش دریافته اند که موثر ترین حربه برای مشغول کردن ما ایرانیان به خود و عقب نگه داشتن ما از قافله تمدن و پیشرفت، همین سوء استفاده از حس ناسیونالیستی برخی از ماست.

همین حس خوبی که ما را بر می انگیزد تا با زیاده خواهی برخی از حاشیه نشینان خلیج فارس که خلیج فارس را خلیج (ع ر ب ی) می نامند درافتیم و مقابله کنیم در برخی موارد باعث دردسر ما میشود و باعث می شود که بعضی از این حس ما سواری بگیرند.

یک نکته را همین حالا باید مشخص کنم و آن این است که اگر ما در زمان حال عقب افتاده هستیم هیچ ربطی به باور های دینی ما ندارد گرچه برعکس من معتقدم که اگر دستورات خوبی که در دین ماست و عقلا مورد قبول همه است را اجرا می کردیم وضع ما حالا اینگونه که هست نبود.

نکته دیگر آنکه زبان عربی و فارسی که بعضی دوست دارند آنرا پارسی بنامند جزیی از فرهنگ فعلی ماست و هرگونه تلاش برای زدودن زبان عربی از زبان ما و یا همان تازی ستیزی درحقیقت سواری دادن به آن گروهی است که می خواهند ما را مشغول کنند.

گرچه بحث استیلای ۲۰۰ ساله اعراب بر ایران و اصولا شیوه چیره شدن اعراب بر سرزمین ما نیازمند بررسی دقیق است اما نباید این مهم را نادیده گرفت که فرهنگ پارسی و تازی با تاثیرات متقابل بر یکدیگر به صورت یک میراث ارزشمند ۱۴۰۰ ساله و مقدس به دست ما رسیده است. یادمان باشد که بزرگانی همچون سیبویه که از دانشمندان ایرانی و افتخارات ایران است از بزرگترین علمای صرف و نحو عربی است که همانگونه که در پیوند زیر بیان شده اولین کتاب در زمینه صرف و نحو عربی را او نگاشته است:


نکته دیگر این است که یکی دیگر از اهداف منتشر کنندگان مطلب زیر تخریب دین گرایی و هویت دینی ماست با تکیه بر این اصل که خوب ما پارسی هستیم با اعراب هم مخالفیم بنابر این چون اسلام هم از اعراب است لذا با آن مخالف شویم!!!! عجب! ساده لوحانه بودن این استدلال و رویه به قدری آشکار است که واقعا نمی دانم چه بگویم. قضاوت با خوانندگان.

بین ایرانی بودن و مسلمان بودن و عربی خواندن دعای اول سال و زبان عربی را به عنوان زبان دوم یا سوم بلد بودن و در عین حال پیشرفته و قدرتمند بودن هیچ مباینت و منافاتی وجود ندارد آنچه مهم است این است که متحد باشیم و به پیشرفت ایران از راههای معقول مثل تلاش برای انسان بودن، راستگو بودن، تولید علم و دانش و فن آوری و رفع وابستگی فکر کنیم نه عقب گرد.

اگر قرار باشد پارسیان فقط صاحب ایران باشند از آنجا که بیش از ۳۵ درصد ساکنین ایران به زبانی غیر از فارسی صحبت می کنند باید همه آنها را هم از ایران بیرون کرد!
در حقیقت ایرانی که ما میشناسیم از بافت جمعیتی زیر تشکیل شده است:
۶۱٪ پارسی، ۱۶٪ آذری، ۱۰٪ کرد، ۶٪ لر، ۲٪ بلوچ، ۲٪ عرب، ۲٪ ترکمن و ۱٪ از دیگر اقوام.

نکته مهمی که از مباحث بالا شاید بتوان نتیجه گرفت توجه به این مطلب است که مردم ایران بزرگ ما که اقوام با فرهنگهای محلی و گویش های مختلف را در برگرفته برای حفظ یکپارچگی و وحدت لازم است یک ملاک واحد مشترک که همانا دین ایشان است را به عنوان عامل وحدت در نظر گرفته و از آن صیانت کنند. این دین مشترک همان اسلام است که از اعراب به ایران آمده (به روش درست یا نادرست) و اکنون آمیخته با فرهنگ ماست. این همان محور یکپارچگی یی است که بدخواهان در صدد نابودی آن به طرق مختلف هستند. گاه به روش توهین کردن و ترویج جوک برای ترکها، شمالیها، قزوینیها، عربها، اصفهانی ها و ... و گاه با ترویج مسیحیت و ایجاد شبهه در دین و گاه هم با ایجاد تنفر کور از زبان عربی.


شرمنده ام که متن ایمیل زیر را صرفا جهت عبرت و به دام نیفتادن می آورم.

جایگزینی نیایش عربی «یا مقلب القلوب» با نیایش زيباي پارسی!!!!!
 
 
 
تا چه موقع  بي توجه به آنچه تازي پرستان مي خواهند بر سر ما بياورند و تا مي توانند ادبيات ولغات خود را در فرهنگ ما مي چپانند عمل مي كنيم ؟
آخر اين دعاي  "مقلب القلوب..." از كدام سياه چاله اي وارد فرهنگ زيباي پارسي ما شد؟
نوروز ما جشني تمام پارسيست و هيچ ربطي به تازيان ندارد
- اين دعاي عربي را به دور بريزيم
- نوروز را "عيد" نناميم
- ماهي قرمز در سفره هفت سين نگذاريم
* ايراني بمانيم
,
|+| نوشته شده توسط عبدالعظیم حاصلی در چهارشنبه نهم فروردین 1391  |
 سیاهنمایی
مدتهاست که توسط رسانه های مختلف آماج اخبار و تفسیرهایی هستیم که عمدتا سعی در تاریک نشان دادن اوضاع کشور دارند.

در مباحثات روزمره ارئه اخبار و آمار نادرست مبنی بر بد بودن شرایط و جایگاه ایران به صورت یک پیش فرض برای برخی درآمده است.

کم نیستند تعداد ایمیلهایی که من و شما مرتب دریافت می کنیم و در آنها زبان به بیان اوضاع خراب اقتصادی ایران گشوده شده است.

مثلا اخیرا ایمیلی دریافت کردم که در آن سوئیس با شمال ایران مقایسه شده بود و ظاهرا نشان داده بود که سوئیس با آن کوچکی ۲۴ برابر ایران درآمد ناخالص ملی دارد و چیزهای دیگر!

گشتی در اینترنت زدم و به سادگی متوجه شدم که اصلا چنین نیست و تازه بر عکس ایران از نظر قدرت اقتصادی خود در جایگاه هجدهم بسیار بالاتر از سوئیس است که در جایگاه سی و سوم قرار دارد!

به این پیوند توجه کنید



مطابق رتبه بندی در پیوند بالا که بر اساس گزارش بانک جهانی است ایران از نظر قدرت اقتصادی از کشور های زیادی از جمله:

هلند

آرژانتین

عربستان

تایلند

آفریقای جنوبی

مالزی

بلژیک

فیلیپین

سوئد

هنگ کنگ

نروژ

پرتقال

امارات

اسراییل

فنلاند

کویت

قطر

و بیساری دیگر از کشور ها بالاتر است.


در حقیقت کشورهایی که مطابق گزارش بانک جهانی داری قدرت اقتصادی بالاتری از ایران هستند عبارتند از:

آمریکا

چین

ژاپن

هند

آلمان

روسیه

انگلیس

فرانسه

برزیل

ایتالیا

مکزیک

اسپانیا

کره جنوبی

کانادا

ترکیه

اندونزی

استرالیا

نکته بسیار مهمی که حتما باید به آن توجه کرد این است که جایگاه هجدهم ایران در حالی است که میهن ما تحت شدید ترین تحریمهای بین المللی که تا کنون علیه هیچ کشوری وضع نشده است قرار دارد

این بدان معنی است که مثلا اگر شرایط عادی بود ایران حتما در جایگاه بسیار بهتری بود و شاید در زمره پنج کشور قدرتمند اقتصادی جهان قرار داشت.

البته مشکلات داخلی را نباید نادیده گرفت و برای حل آنها چاره اندیشی کرد اما بیایید در این جو آشفته که گویا کسانی مایل به سامان یافتن امور و قدرت گرفتن ایران نیستند خود ناخواسته به این سیاهنمایی دامن نزنیم و با دمیدن بارقه امید به جامعه و تلاش روز افزون به جای نق زدن و انتقاد غیر سازنده گوشه ای از کار را به دست گرفته و در آبادانی کشور بکوشیم.

مطالب بالا حتما مورد تایید آقایان موسوی کروبی و احمدی نژاد و طیف طرفداران آنها و سایر جریانهاکه خارج از نگرش فکری و دینی خود خواهان اعتلای ایران هستند می باشد.


شب عاشورای ۱۳۹۰


|+| نوشته شده توسط عبدالعظیم حاصلی در دوشنبه چهاردهم آذر 1390  |
 نماد شناسی و استحاله معنوی
دیرزمانی است که گاه گاه حین جستجو در اینترنت به مقالاتی برمی خورم که از رواج و رسوخ نماد ها و سمبل های فراماسونری، شیطان پرستی و ... در جای جای شهر ها و مراکز اجتماعی ما به ویژه در شیراز خبر می دهند. به عنوان نمونه پیوند های زیر را ببینید:

http://lastquarter.blogfa.com/post-7.aspx

http://taha125.mihanblog.com/post/86

http://azitafars.blogfa.com/post-7.aspx

http://www.barsa.co/showthread.php?t=834&page=1

http://forum.bidari-andishe.ir/printthread.php?tid=160&page=9

گرچه این، یک موضوعی جدید نیست اما حوادثی که چه بسا به خاطر آن ممکن است روی دهد به نظر من قابل تامل هست و باید به آن پرداخت.

اینکه سازمانی به نام فراماسون ها - که من هرچه سعی کردم بفهمم ساختار این گروه یا سازمان چیست نتوانستم- بخواهد نمادهای خود را در شهر ها و نقاط مختلف کشورمان قرار دهد خودش یک موضوعی است اما اینکه ما بگردیم و ببینیم کدام ساختمانها یا آثار ما شبیه به نمادهای فراماسونها، شیطان پرستها، صهیونیستها و ... باشد و بعد با پیدا کردن آنها و پس از پس از نابود کردشان آنها احتمالا سازندگان از همه جا بیخبر این  آثار را هم مورد مواخذه و احتمالا پیگرد قرار دهیم  خود موضوعی است که چه بسا نشان از ساده اندیشی ما داشته باشد.

میدان فرصت شیرازی در شیراز - یا همان فلکه سرد خانه - یکی از این موارد است. هر بار با گذر از این فلکه، وجود یک سازه هندسی به شکل هرم توجه مرا به خود جلب می کرد و همیشه با به خاطر آوردن شباهت آن به نماد فراماسونری مورد ادعای برخی - که در بالا به آن اشاره شد - نا خوداگاه منتظر وقوع حادثه ای بودم تا اینکه آن حادثه اتفاق افتاد! این روزها با گذر از این فلکه متوجه می شوید که آقایان آن هرم را از نیمه بریده اند! به تصویر زیر توجه کنید:

این سازه زمانی به شکل زیر بود:

می خواهم بگویم که این کار بدی هست. قرار نیست ما به استناد حرف کسی یا با تشخیص مشابهت یک اثر با یک نماد آنرا تخریب کنیم و اگر خدای نخواسته این بدعت فراگیر شود رویدادهای ناگواری نظیر آنچه که در زمان حکمرانی طالبان در افغانستان دیدیم در کشور ما نیز اتفاق خواهد افتاد و همگان به ما خواهند خندید. به عنوان مثال، شاید شیر پاک خورده ای بگوید که چه نشسته اید ای آقایان که مسیحیان مدتهاست که نماد صلیب که نشان مسیحیت هست را در همه دنیا و کشور ما رواج داده اند به گونه ای که حتی تیرهای برق ما را هم به این نماد آلوده کرده اند! و برای مثال تصویری همانند تصویر زیر را هم شاهد بیاورند:

در این حالت برخی از آقایان هم به پاخیزند و این لکه های ننگ را از دامان خیابانها بزدایند و از آن بدتر آدم زرنگی هم بگوید که بله آقایان ما خودمان تیر برقی مطابق با فرهنگ خودمان می توانیم طراحی کنیم که به مراتب از مشابه خارجی آن هم بهتر است! و به این شکل بودجه، وقت و امکانات را بسیج کنند برای انجام کاری بیهوده.

یک مثال جالب در این باره که امیدوارم آقایان را برای امحای آن تحریک نکند مسجد وکیل خودمان است. به تصویر زیر که بخشی از این بنای تاریخی و مهم را نشان می دهد توجه کنید:

آیا متوجه نمادی در تصویر بالا شدید؟

اگر نشدید به تصویر زیر نگاه کنید تا نماد ستاره داوود که صهیونیستها آن را مال خود کرده اند را بهتر ببینید:

نماد صهیونیستها در یک مسجد؟  آن هم در ایران و در مسجد وکیل؟! این نماد را به وفور دراین مسجد می توانید ببینید. به تصویر دقیقتری از یکی از این نماد در این مسجد توجه کنید:

هر لحظه می ترسم آقایان بروند سراغ مسجد وکیل و بکنند آنچه نباید بکنند!

در دوران طلایی اسلام که در آن دوران قلمرو جغرافیایی اسلام در حال پیشرفت بود همچنان که سرزمینهایی به امپراتوری اسلام اضافه می شد مسلمانان بعضا به تخریب کلیسا ها یا آتشکده ها نپرداختند بلکه چه بسیار که آنها را به مسجد تبدیل کردند. مثلا همین مسجد ایاصوفیه در ترکیه یکی از آنهاست که در آغاز کلیسا بوده و بعد تحت حکمرانی مسلمانان به مسجد تبدیل شده است، پیوند زیر را ببینید:

ایاصوفیه

یا در همین ایران خودمان مثلا مسجد جامع کبیر نی ریز که قبل از اسلام آتشکده بوده است، به پیوند زیر توجه کنید:

مسجد جامع کبیر نی ریز

چه کسی گفته است که هرم، پرگار و خطکش مال فراماسون هاست و استفاده از نمادهای حاوی آنها ممنوع و نادرست است؟ بهتر از آن، چه کسی گفته است که ستاره شش پر فقط مال صهیونیستهاست و ما اصلا نباید از این نماد در هیچکدام از آثارمان استفاده کنیم؟ اصولا مگر این نمادها توسط فراماسونها و صهیونیستها در جایی ثبت شده اند؟

از طرف دیگر مگر نه اینکه در احکام اسلام طبق حکم استحاله می شود چیزی ناپاک به پاک تبدیل شود؟ خوب چرا استحاله معنوی نداشته باشیم و این نمادها را در دین و فرهنگ خود حل نکنیم در آخر آنکه یادمان باشد که با این حرکات بعضا نسنجیده و اقدام به حذف و تخریب سازه ها، حتی مثلا اگر هم دیگر فراماسونری وجود نداشته باشد ما خود با این رفتار دوباره آنها را زنده خواهیم کرد...

|+| نوشته شده توسط عبدالعظیم حاصلی در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390  |
 
 
بالا